بازهم اطلاعيه ¤مهههم¤

سلام به همه ...
حتما يادتون هست که گفتم ميخوام يه وبلاگ بزم توش آهنگ لينک کنم واسه دانلود کردن ...
يکم عقب افتاد ولی بهتر شد ...
الان ديگه همه کاراش رديف شده و خلاصه همه چيش هماهنگ شده ...
ولی ... آدرس ايناش فعلا نميگم ... در اولين روز سال نو خورشيدی به ياری خداوند همينجا هم آدرس-شو ميدم و هم اصلا لينکش ميکنم ...
والا ميخواستم توضيحاتو اينجا بيام ديدم به کاری نمياد ...
همه چی باشه سر جاش ...
اميدوارم خوشتون بياد ازش ...
خوش باشيد و پاينده // تابعد.   
نویسنده : David Croft ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۱

MITRM

سلام به همه ...
والا نميدنم اين يادداشت رو بکجاش ميرسم و لی چون رو مودم شروعش ميکنم تا خدا چی بخواد ...

ليست کارايه امرو ...
۱) قسمت « ۶ »‌ يادداشت قبل
۲) شعر امروز
۳) تب گيتار آهنگ امروز
۴) عکس روز

۱) خوب ... و اما چی ميخواستم بگم که دفعه قبل گفتم جاش نيست ؟
والا خلاصش اينه که موضوع يادداشتامو تا يه ۷-۸ يادداشت ديگه ميخوام بگم! ...
حتما تا حالا اسم « ادي » رو اينجا زياد خوندين و حتما هم مختصری ازش ميدونين ( چون نوشتم ) ولی ادی واقعا کيه و چيه ؟ ... واقعا نماد خوی شيطانی انسان ؟ - چون بيريخته پس مشکل داره؟ ... و اصلا فلسفه حضور ادی چيه و از کجا اومده؟ ...
اگه اينارو ميدونين برادرانه پيشنهاد ميکنم يه ۲-۳ هفته اينورا نياين چون من فقط ميخوام اينارو تو اين مدت توضيح بدم .... نه ٫ اشتباه نکنين نميخوام داستان يا انشا بنويسم ميخوام از زبان خود آيرن ميدن و خود آفريننده ادی بنويسم و اللبته بازهم ... نميخوام چيزايي رو بگم که تاحالا گفته نشده ... همه اينها رو اونهايي که اهل-ه آيرن ميدن-ان بارها گوش دادن و بقيه رو نميدونم ... همه اين حرفها بطور رسمی زده شده و در سراسر جهان در دسترس-ه .....
و اما اينا چي-ان که همه ميدونن و من ميگم که نميدونن .... هيچ چيز نيست جز ۴ تا شعر از زبان خود استيو هريس آفريننده « ادی »‌ نماد آيرن ميدن !!!
خلاصه-ای از سرگذشت ادی رو ميگم و بعد اولين قسمت اين حکايت رو مينويسم ...
«Edvard T ( مشخص نيست ) » اين نام کامل شخص مورد بحث منه ...
در يک شب تاريک در کوچه پس کوچه هايه پاريس مردی انگليسي در حال قدم زدن صدايه جيغي گوش خراش را ميشنود ... وقتی به محل صدا ميرسد تنها چيزی که وجود دارد جسد قصابی شده ۲ دختر بيگناه است ... شروع به فرياد زدن ميکند :‌« پليس را خبر کنيد ٫ پليس را خبر کنيد پيش از اينکه قاتلين فرار کنند » و ... مردم وارد کوچه ميشوند ---> ۲ جسد وجود دارد مردی با دستانی خون آلود بر بالين آن ۲ معصوم و نميتواند به زبان آنها صحبت کند ... همه چيز مشخص است ... همه به او خيره خيره نگاه ميکنند ... مرد کنترل خود را از دست ميدهد ... « بايد فرار کنم » ... تنها و احمقانه ترين جمله-ای که در ذهنش نقش بست ... تمام فرانسه در پی او هستند ... در يک صبح سرد ماه اکتبر ... مامورين پليس مغرورانه مردي متهم به قتل را دستگير ميکنند ... دلايل نقص ندارند ... دادگاه رای خود را صادر ميکند : ( مرگ ) ... حياط زندان ( ساعت ۵ صبح ) : مرد به همراه گاردها به سوی مکان اجرايه عدالت ميرود ... شخصی از درون سلولی ( با فرياد ) : « خداوند همراهت » ... مرد با خود زمزمه ميکند : « اگر خدايي هست پس چرا ميگذارد من بروم » ... فرشته عدالت اينبار شمشير خود را بيرحمانه بر سر بيگناهی فرود می‌ آورد. - ... ۳ سال بعد ( شبی بازهم تاريک ) ... قبرستانی خوف ناک ... در سالگرد نشستن لکه ننگ بر دامان فرشته عدالت ... ماه روی خود را با ابرها ميپوشاند ... طوفان آغاز ميشود ... صاعقه-ای به قبری برخورد ميکند ... رويا به حقيقت ملحق ميشود و مرد جان دوباره ميابد ... زمان انتقام فرا رسيده ... مرد باز ميگردد که انتقام خود را از ما و عدالت-ه کورمان بگيرد ... و « ادی » زاده ميشود ... ...

۲) و اما شعر امروز مبوط ميشه به آغاز ماجرا ( خودتون بخونين متوجه ميشين ) از آلبوم « آدمکشها به سال ۱۹۸۱م. » ....


" Murders In The Rue Morgue "

words : ( HARRIS )
vocal : ( DICKINSON )

I remember it as plain as day,
Although it happened in the dark of night.
I was strolling through the streets of Paris,
It was cold, it was starting to rain.

And then I heard a piercing scream,
And I rushed to the scene of the crime.
But all I found was the butchered remains,
Of two girls laying side by side.

CHORUS

Murders in the Rue Morgue,
Someone call the gendarmes.
Murders in the Rue Morgue,
Vite before the killers go free.

There's some people coming down the street,
At last someone's heard my call.
I can't understand why they're pointing at me,
I never done nothing at all.

Well I must have got some blood on my hands,
Because everybody's shouting at me.
I can't speak French so I couldn't explain,
And like a fool, started running away.

CHORUS

Murders in the Rue Morgue,
Someone call the gendarmes.
Murder in the Rue Morgue,
Am I ever going to be free.

And now I've gotta get away from the arms of the law,
All of France is looking for me.
I've gotta find a way across the border for sure,
Down to the South of Italy.

CHORUS

Murders in the Rue Morgue,
Running from the gendarme.
Murders in the Rue Morgue,
I'm never going home.

Well I made it to the border at last
But I can't erase the scene from my mind,
Any time somebody stares at me,
Well I just start running blind.

Well I'm running through the shadows tonight
Away from the staring eyes.
Any day they'll be looking for me
'Cos I know I show the signs of...

Murders in the Rue Morgue,
Running from the gendarmes.
Murders in the Rue Morgue,
Running from the arms of the law.

Murders in the Rue Morgue,
Running from the gendarmes.
Murders in the Rue Morgue,
Am I ever gonna be free.

It took so long and I'm getting so tired,
I'm running out of places to hide.
Should I return to the scene of the crime
Where the two young victims died.

If I could go to somebody for help
To get me out of trouble for sure.
But I know that it's on my mind
That my doctor said I've done it before.

Murders in the Rue Morgue,
They're never gonna find me.
Murders in the Rue Morgue,
I'm never going home.

---> منبع شعر <---

۳) خوب اينهم از شعر امروز ... و اينجا لينک تب گيتار آهنگ « قتلها در رومورگ »

۴) والا نميدونم چه عکسی بذارم يه عکس دارم که خيلي ميخوام بذارم ولی جاش نيست ...
برم ببينم اگه چيزی ديگر پيدا نشد همونو ميذارم ...
فک کنم يه عکس خوب پيدا کردم ... « ادی » در لباس يک قاضی ...

خوش باشيد و پاينده - تا بعد.   

نویسنده : David Croft ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸۱

Seventh Son Of The Seventh Son

سلام به همه ...
والا من اين يادداشت رو شنبه نوشتم امرو اومدم کامنتارو بخونم ديدم نيست ... داشتم ميترکيدم ولی خوب ديگه ....
متاسفام ولی چون وقت ندارم مجبورم خلاصش کنم با اينکه اصلا نميخوام ولی مجبورم معذرت....

ليست کارا :
۱) بحث در عبارت « هفتمين پسر-ه- ٫هفتمين پسر »
۲) معنی شعر
۳) بحث در ارتباط متن و آهنگ
۴) قرار بود تب باس اين آهنگ باشه ولی همونطور که گفتم منابعم ناقصه ...
۵) عکس روز
۶) اون يادداشت قبلی -۶- داشت ولی اينو منتقل ميکنم به يادداشت بعد...

۱) اينم مجبورم خلاصو کنم ...
من طی اين ۱ هفته که ننوشتم تمام کيسا-ارو از شمال تا جنوب ايران بشون زگ زدم با هر کی فک کنين صحبت کردم هر کتابی گير آوردم خوندم و همه اينها يک نتيجه داشت ----> « اين عبارت هيچ مفهوم تاريخی مذهبی نداره. »‌ ...
ولی ... وقتی ديگه اسيدی نا اميد شدم گفتم اين آخرين تستم بزنيم ... زنگ زدم به کليسا « وانک » اصفهان پدر « هامازاسب آراکليان » رو اونجا ميشناختم ( و يه مسافرت باهاشون آشنا شدم و ايشون يه راهنمايه جامع امضا شده از اون کليسا رو به من هديه دادند و هنوزم گهگاهی با پدرم ارتباط تلفنی دارند ) ... گفتم پدر من مشکلم اينه خودمم ترکوندم به هيججا نرسيدم اين عبارتم از کسيه که ميدونم جفنگ نميگه ....
خلاصه بعد ۱ ساعت حرف زدن ( خداوند قبض تلفن بخير کنه ) به اين نتيجه رسيدند ---> « از حضرت ابراهيم (رحمت خداوندش بر او ) تا داوود (ر) ۷٫ پيامبر آمدند و از آن زمان تا عصر مسيح خداوند نيز ۷ پيامبر » ( بازم دمه استيو گرم ) اين مدت چيزی حدود ۴۲ نسل بوده ....

خوب و اما ...
۲) « هفتمين پسر ٫هفتمين پسر »

اينجا ايستاده-اند ٫تمامی برادر
پسرانی که ٫ بودن هم هيچند
منتظرند برای تولد آن پسر
آن هفتمين ٫آن بهشتی ٫ آن برگزيده

اينجا تولدی روی ميدهد از رشته-ای نا گسستنی
هفتمين بار ٫نوبت اوست
آمرزيدست ٫بدون آنکه بداند و همانطور که از عمرش ميگذشت-
- نيروهايي که در اختيار داشت آشکار ميشد

هفتمين پسر ٫هفتمين پسر
هفتمين پسر ٫هفتمين پسر
هفتمين پسر ٫هفتمين پسر
هفتمين پسر ٫هفتمين پسر

سپس به نظاره رشدش نشستند
نيکی و اهريمن ٫کدام راه را برميگزيند؟
هر دو در تلاشند نيروهای او را به سوی خود بکار گيرند-
-پيش از آنکه دير شود

هفتمين پسر ٫هفتمين پسر
هفتمين پسر ٫هفتمين پسر
هفتمين پسر ٫هفتمين پسر
هفتمين پسر ٫هفتمين پسر

امروز هفتمين زاده ميشود
هفتمين پسر از زنی زاده ميشود
و او خود فرزند هفتمين پسريست
او نيرويي شفا بخش دارد
او هديه-ای دارد ٫ديدی متفاوت
او برگزيدست
همانطور که نوشته ميشود
همانطور که انجام ميشود

خوب اينهم ترجمه شعر ...
و اما ادامه کار ...
۳) « اين قسمت رو باشه عصر مينويسم حدود ساعت ۷ کامل ميشه » ( خيلی خستم معذرت )

۴) توضيحات در بالا اومده ولی بازم بگم در اين باره ممنون ميشم اگه کمکم کنيد ....

۵)‌ عکسی هست از تصوير شيطان در پوستر آهنگ«‌ از اينجا تا ابديت » متن و مخلفاتش در آرشيو موجود-ه ...


۶) اين قسمتم که باشه در جايه خودش در يادداشت بعدی که اصلا مربوط به اين موضوع هست مينويسم که بی ارتباط هم نباشه

خوش و پاينده باشيد - تابعد.   
نویسنده : David Croft ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۱

SSOSS

سلام به همه ...
۱-۲ تا خبر ميدم بعم سريع ميرم سر کارا ....
اول اينکه من قرار بود هر هفته توی وبلاگم يه آهک کامل برای « دانلود » از آيرون ميدن لينک کنم ... ولی تصميمم رو عوض کردم و تصميم گرفتم يه وبلاگ جديد بزنم و توي اون هفته اي ۱ آهنگ از آيرون ميدن و ۱ آهنگ از پينک فلويد « آپلود کنم » و اللبته از گروههای ديگه ( بعضی وقتا ) ولی هنوز اسم خاصی براش پيدا نکردم و اين هفته آهنگ رو همينجا لينک ميکنم ...
¤ والا يه اسم انتخاب کردم ولی شک دارم مينويسم لطف کنين نظرتون رو بگين ممنون ميشم " Dark Side Of Another Iron Planet " ...

و اما کارايه امروز ....
۱) ادامه بيوگرافی آيرون ميدن
۲) شعر امروز
۳) لينک تب گيتار آهنگ
۴) عکس امروز ( اگه چيزه خوب يافت کنم از بروس ديکنسان )

۱) آم ... والا امرو اصلا پايه اين قسمت نيستم يعنی اصولا هميشه اين تيکه رو با اکراه مينويسم چون ا خودم نی ولی چون حس ميکنم آشنايي با پيشينه يک گروه به درک اشعار و موسيقيشون کمک ميکنه ... قول ميدم تا اين مجموعه رو تمام و کمال تموم نکردم ا وبلاگم حذفش نکنم ( ولی اگه ۱-۲ بار حسش نبود شمام ببخشين ديگه ) ...

خوب واما....
۲) امروز ميخوام از يک آلبوم براتون بنويسم که تا حالا اش چيزی ننوشتم ....
هفتمين آلبوم گروه به نام :‌«‌ هفتمين فرزند-ه- ٫هفتمين فرزند » ( " 7th Son Of The 7th Son " ) به سال ۱۹۸۸م. ... اللبته اينکه اين آلبوم دقيقا هفتمين آلبوم آرون ميدن جالبه و چون اين عدد در مسيحيت عددی مقدس هست ... اين آلبوم سراسر بگونه-ای مربوط به بنيان گذار اين دين حضرت عيسی مسيح ( که رحمت خداوندگار بر او باد ) هست و متن اشعار اين آلبوم بسيار در خور توجه هست بطور مثال اولين آهنگ اين آلبوم ( به اصطلاح خودمون ) « کل » خداوند و شيطان رو بر سر اين فرزند مقدس در بر مييره که حتما به زودی براتون شعر و ترجمش و مخلفاتش رو مينويسم و همين امروز هم لينک همين آهنگ رو رای دانلود قرار ميدم....
والا اين آهنگ برای اينکه خوب ترجه و فهميده بشه به اطلاعاتی از «انجيل» نياز داره که من در يادداشت بعد همراه با آيه-های مربوط اونهارو مينويسم اميدوارم که بتونم به بهتر فهميدن شعر کمک کنم و اما شعر....


" Seventh Son Of The Seventh Son "

words : ( HARRIS )
vocal : ( DICKINSON )

Here they stand, brothers them all
All the sons, divided they’d fall
Here await the birth of the son
The seventh, the heavenly, the chosen one


Here the birth from an unbroken line
Born the healer, the seventh, his time
Unknowingly blessed and as his life unfolds
Slowly unveiling the power he holds


Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son


Then they watch the progress he makes
The Good and Evil which path will he take
Both of them trying to manipulate
The use of his powers, before it’s too late


Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son


Today is born the seventh one
Born of woman the seventh son
And he in turn of a seventh son
He has the power to heal
He has the gift of the second sight
He is the chosen one
So it shall be written
So it shall be done


---> منبع شعر <---

۳) و اما اينجا هم لينک تب اين آهنگ : « هفتمين پسر-ه- ٫هفتمين پسر »

۴) و اما اينجا هم لينک آهنگ "Moon Child" برای دانلود کردن ---> « کودک ماه زده »

۵)و اما عکس امروز ....... خدايا چی بذارم هرچی از بروس پيدا کردم يا قديميه يا کوچيک!!!
فعلا جديد يافت نشد معذرت ...
  

نویسنده : David Croft ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۱

اطلاعيه ( شماره : نميدونم چند ؟! )

سلام به همه ...
آقا اين فعلا باشه تا عصر بيام يه يادداشت جديد با تمام مخلفات بريزم ...
خوب اينو اصلا نوشتم که از مسافر کوچولو ٫بابک عزيز ٫وتارا عذر خواهی کنم ...
اگه دقت کرده اشين يادداشت قبلی من ۲بار تو وبلاگ بود و هر کار کردم درست نشد ديروز از آخر مجبور شدم هر ۲تاشو پاک کنم ۲باره بذارمش واسه همين کامنتايه اين عزيزا هم پاک شد ...
حالا جواباشونم اينجا ميدم ....
مسافر کوچولو : اگه اين آقاهه که تو گفتی زشته خودشو اينشکلی نکنه هم خوش تيپه و هم خوشگل ( يه عکس امرو ازش ميذارم با قيافه آدمی ) و درضمن اين آقای به اصطلاح زشت يک نويسنده خواننده و همچنين شمشير باز فوق العادس ...

تارا جوووووووون : تو که هماهنگ خدايی-ی

بابک : آقاق من شديد ديرو عصابم بهم ريخت که ايميلتو قبل از پاک کردن يادداشت قبلی هماهنگ نکردم ... مرسی ۲باره امروز کامنت گذاشتی ... برات ايميل ميزنم کامل توضيح ميدم و واقعا از انتقادت ممنوم ... ولی ۲تا ايراد کوچولو بهت دارم ...۱) بی دقت وبلاگمو خوندی و ۲) اگه قت کردی يکم داری بی انصافی ميکنی ... حالا باز ايميلتو چک کن اونجا برات کامل توضيح ميدم چرا اين رو گفتم ... و راستی عزيز اگه هنو متن کامنت قبلي-رو جايي داری ۲باره کامنت بذار که بقيه هم بتونن انتقادتو بخونن .. مرسی

خوب اين فعلا باشه تا عصر که بلاگم رو با آلبومی جديد ٫آهنگی جديد و اگه خدا بخواد توضيحاتی کمی جديد تر و يه عکس-ه با کلاس و خوش تيپ از بروس برای دوستای جديد و عزيزم برگردم

همگی خوش باشيد و پاينده // تا بعد.   
نویسنده : David Croft ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸۱

Iron Maiden

سلام به همه خوبين جماعت ؟....
آخ که باز دارم تو خواب مينويسم پس کشش نميدم که بتونم کامل بنويسم ...

ليست کارايه امرو ...
۱) بررسی ريشه کلمه « آيرون ميدن »
۲) ترجمه شعر روز قبل
۳) بحثی پيرامون شعر
۴) لينک تب گيتار باس آهنگ
۵) عکس امروز

۱) خوب اول همه اينو بگم که اصلا چرا اين قسمت رو بجای بيوگرافی توی يادداشت گذاشتم ... والا من هر چی فکر کردم ديدم اگه اين قسمت رو کسی ندونه مفهوم آهنگ « آيرون ميدن » که ترجمش در زير نوشته شده رو يا نميفهمه يا بنظرش چرت مياد ... و ...

¤ خوب اين عبارت رو در فارسی ميشه بصورت تحت الفظی به « دوشيزه ( باکرهء ) آهنين » ترجمه کرد که فک نکنم چندان مربوط به رويه و اصولا روش گروه باشه ( پس ميشه نتيجه گرفت که اين يکی همچين زياد مورد نظر استيو نبوده ... )

¤ پس از دهه ۷۰ در انگلستان ( که زادگاه آيرون ميدن است ) به نخست وزير وقت ( و مشهور ) اين کشور خانم « مارگارت تاچر » اين لقب ( آيرون ميدن ) را دادند که خوب اينجا همون معنی بالا رو برای ايشون تداعی ميکنه که فک کنم براي شخصيت اين خانم هم متناسب باشه ...

¤ و اما آخرين معنی که به عنوان اصطلاح برای اين عبارت به کار ميره ....
در قرون وسطی و در عهد حکومت کليسا بر اروپا وسيله-ای برای شکنجه در مکانهای تفتيش عقايد مذهبی وجود داشته که آنرا آيرون ميدن ميخواندند ...
اين وسيله عبارت بود از دو نيم تنه آهنين که افراد را در آنها قرار ميدادند و همچنان که آنها تحت فشار قرار داشتند آنها را شکنجه ميکردند و در آخر نيز در ميان آن دو نيم تنه له ميشدند ....

و اما اجازه بدين بعد از ترجمه شعر باز هم اشاره-ای بکنم به اين مطالب و توضيحی بيشتر براتون بدم ( در اين باره ) ....

۲) يه توضيح مختصر : من در ترجمه اين شعر عبارت آيرون ميدن رو هيچگونه ترجمه نکردم و عين عبارت رو بکار بردم تا مفهوم دست نخورده باقی باشد ( با وجه به توضيحات آخر ترجمه اميدوارم شبه-ای باقی نماند .)...

« آيرون ميدن »

به اطاقم بيا
ميخواهم همه ابزار هايم را به تو نشان دهم
فقط ميخواهم خونت را ببينم
فقط ميخواهم به ايستم و نظاره کنم

ببين که خون جاری شده
و بر کف اطاق ميريزد
آيرون ميدن غير قابل مبارزه است
از آيرون ميدن نميتوان فرار کرد

گروه کر : آه ٫خوب ٫هرکجا
هر کجا که باشی
آيرون ميدن -
-تو را ميگرد
هر چقدر هم که دور باشی
خون را ببين که جاری شده
و از بالای - - سرم جاری شده
آيرون ميدن تو را برای مرگ ميخواهد

۳) خوب با توجه به متن فک کنم اين مطلب که منظوراز انتخاب عبارت آيرون ميدن برای اين گروه همان معنی آخر بوده و همان ابزار شکنجه در کليسا ميباشد ... و در شعر هم بوضوح ميتوان وجود شکنجه گاه و اينکه شعر در مورد کليسا ٫این ابزار و ... بوده است را مشاهده کرد ....
و اينطور گفته شده که منظور از عبارات پی در پی « آيرون ميدن » درشعر و اينکه قابل فرار و مبارزه نيست و .... استعاره-ای از ظلم و قدرت و نفوذ کليسا در قرون وسطی بوده که بدليل ايجاد عقب ماندگی در اين دوران در اروپا روشنفکران اروپايی انزجار خود رو از کليسا در اون دوران بارها بيان کردند و دراينجا هم باز اين انزجار از ديدگاهی ديگه توسط استيو بيان شده ....

۴) و اما لينک تب باس اين آهنگ برای همه بيسيستای عزيز ...
---> آيرون ميدن <---

۵) و اما عکس امروز ....
۲تا عکس شديدا خفن از بروس ديکنسون خواننده آيرون ميدن و نويسنده و شمشير باز پيدا کردم نهايت خفنه ( خودمم که ديدم کف کردم ) اللبته مربوط به گذشتست ولی جالبه برای ديدن ....
  
نویسنده : David Croft ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸۱

Iron Maiden

سلام به همه ...
خوبين جماعت؟...
خوب امرو قبل ا شروع به نوشتن کردن يکم حرف دارم ....
نميدونم ا کجا شروع کنم پس همينجوری ميگم تا خدا چی بخواد ....
اگه پايه وبلاگ وبلاگ من بوده باشين حتما تا حالا فهميدين که من يکم قاطم ( مسائل روحی دارم ) ... و در يادداشت « نفرين شده » ( عبارت اصلی " Damned " بود ) گفتم که تا بحال ۲بار ۲-۴-ه توهم شدم ( اين اسم رو من انتخاب کردم حالت واقعيش اين بود که رويا رو در بيداری ديدم ) و بار سوم اين توهمها يکم زيادی واقعيت ميزد که حتی اثر مادی از خودش به جا گذاشته که من همچنان تو کفش موندم و هيچ توجيحی هم براش ندارم ( حدود ۱-۲ هفته پيش اتفاق افتاده ) ...
و اما ... همه مثائل روحی من ٫ اين توهمها و .... به خاطر از دست دادن عزيزيست .... و در اين مورد آخر ( و مورده دوم که اللبته فعلا زياد مهم نی ) خود اين عزيز بود .... و اما موضوع چی بود ... ¤ من اصولا هيچ احساسی به هيچک ندارم و اين از وقتی رخ داد که شخصی که ميدونست در اون زمان بهش نياز دارم من رو به گنداب کشيد ¤ و اين عزيز در اين بار آخر به من گير ۳۳۳۳ پيچ داده بود که: «به خودت دروغ نگو تو کسی رو دوست داری» ....
تا امروز فقط ۱ نفر از اين توهم من خبر داشت و اون هم به من گفت که فکر ميکنه منظوره اون عزيز دوست دخترم بود که قبلها باهاش دوست بودم و به دلايلی ديگه الان فقط در سطح صحبت-های ساده و چت با هم ارتباط داريم ......
و بشخصه " My Mind Was Blanked " و هيچ نتيجه گيری نميتونستم بکنم .... تا اينکه اون کسی که از توهم من باخبر بود ( و اين رو به جرعت ميگم تا حد زيادی برای من جای اون عزيز از دست رفته رو گرفته ) بصورت گذرا دچار ناراحتی ٫ افسردگی و .... ( هر اسمی حال ميکنين روش بذارين ) شد ... و وقتي اين اتفاق افتاد فهميدم که اون عزيز بيخود به من گير نداده بود من واقعا شايد واسه اولين بار فهميدم که دوست ميدارم و حس کردم اگه همه رو به درک واصل کنم لااقل همون يه نفر برام مهم-ه که چه ميشه!!!
حالا چرا اينارو بعد ۱-۲ هفته دارم ميگم ؟ .... والا طی اين ۱-۲ هفته بازهم طی روندی اين بار واقعا بي سر و ته من شديدا به اين رو آوردم که بی قيد و بند عمل کنم .... ( از اينجا به بعد هرکی حالش به هم ميخوره نخونه زور که نی!‌ ) بطور مثال : « خيلی طبيعی دارم تو خيابون را ميرم با بچه-ا يه دفعه ميبينم که يه حاجی از سفر برگشته و سر راش گوسفند کشتن ... خيلی طبيعی خم ميشم دستم ميکنم تو خونا ۱-۲ انگشتی ور ميدارم يکم باهاش بازی ميکنم اگه حسشم باشه و بچه-ا زياد قر نزنن يه مزمزه-ای ميکنم » ... و امشب بعد از يه روز وحشتناک که واقعا پرچ شدم ... به اين نتيجه رسيدم که ديگه عکس العمل هيچکس درباره احساس من برام مهم نی حتی کسی که فهميدم دوسش دارم .... اهميت نميدم مسخرم کنه ٫کف کنه ٫خوشحال شه ٫باور کنه٫ و يا ... به هرحال از همينجا بهش ميگم و با کسيم مشکلی ندارم ( همونی که خودت ميدونی کی-يی ) برام اهميت داری !!!!!!!!!

و اما بريم و بپردازيم به کارايه امروز ....

اه-اه بيخيال بابا ساعت ۱:۱۵ شد من فردا صب ساعت ۸:۳۰ بايد دکتر باشم ....
بيخيال فردا اينارو براتون مينويسم ....
و شايدم اصلا فردا ۲تا يادداشت نوشتم ... ( جريانات داره ) ...
همگی خوش باشيد و پاينده ... تا بعد.   
نویسنده : David Croft ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸۱

IM

سلام به همه خوبين جماعت؟ ...

شديدا خسته-ام ا اينهمه کار که سرم هواره ولی خوب ديگه کاريش نميشه کرد ۱-۲ هفته-ام بايد تحمل کرد ....
حالا فعلا اينارو بيخيال بريم برسيم به کارايه امرو ...

ليست کارهايه امروز:
۱) ادامه بيوگرافی « ايرون ميدن »
۲) شعر امروز
۳) لينک " Tablature " آهنگ
۴) عکس امروز

۱) در اينجا به سال ۱۹۸۰م. ميرسيم اين سال برای آيرون ميدن سالی بزرگ بود ...
گروه اکنون جزو يکی از چند گروه مهم انگلستان و بلکه دنيا شده بود ٫همچنين برای خود صاحب سبک شده بود و در اين سال نيز اولين آلبوم رسمي گروه به نام " Iron Maiden " وارد بازارهای جهانی شد و مورد استقبال فراوانی نيز قرار گرفت .....

آيرون ميدن - هفتم ژانويه ۱۹۸۰م.
¤ اسيو هريس : گيتار باس
¤ دنيس استراتون : گيتار
¤ ديو ماری : گيتار
¤ پل ديانو : خواننده
¤ کلايو بر : سازهای ضربی

۲) خوب امروز ميخوام يکم با بيوگرافيم هماهنگ کار کنم و شعری از آلبوم « آيرون ميدن » ٫به نام « آيرون ميدن » و از گروه « آيرون ميدن » بنويسم ( واو! چقدر آيرون ميدن دارن اينا !!!! ) ....

و اما اينم از شعر ...


" Iron Maiden "

Music : ( HARRIS )
words : ( HARRIS )

Won’t you come into my room,
I want to show you all my wares,
I just want to see your blood,
I just want to stand and stare.


See the blood begin to flow,
As it falls upon the floor,
Iron Maiden can’t be fought,
Iron Maiden can’t be sought.


CHORUS: Oh well, wherever,
wherever you are,
Iron Maiden’s
gonna get you,
No matter how far,
See the blood flow,
Watching it shed,
Up above my head, Iron Maiden wants
you for dead.


---> منبع شعر <---
واما اينم لينک آدرس شعر ...

۳) ¤ اول ا همه يه توضيح : اينجانب دقيقا نميدونم برای عبارت " Tablature " معادل فارسی داريم يا که نه ؟ ( اگه داريم لطف کنين برام کامنت بذارين ممنون ميشم! ) و به اين دليل فعلا از عبارت « تب » استفاده ميکنم ...

... و اما اينهم لينک تب آهنگ « آيرون ميدن » از آلبومی به همين نام.

۴) و اما ....٫ بريم ببينيم عکس را چه ميشه کرد؟.....
  

نویسنده : David Croft ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۱

اطلاعيه

سلام به همه ...
خوب من حس ندارم حاشيه برم فقط تغييرات رو اعلام ميکنم ا فردا شروع ميکنم ....

۱) يک قسمت به آخر هر يادداشت اضافه خواهد شد ----> ( Tablature ) همون آهنگ
¤ و فردای اون روز ( در قسمت ترجمه ) تب گيتار باس آهنگ قرار ميگيره ( اين قسمت ممکن برای همه آهنگها نباشه چون ممکن نتونم پيدا کنم ) (( اگه کسی جايي سراغ داره راهنماييم کنه که کاملتر باشه ))

۲) هر هفتهی يک آهنگ از آيرون ميدن ( بصورت کامل ) با فرمت .MP3 يا .WMA براتون لينک ميکنم که ميتونين دانلود کنين حال کنين ( دعاشم بکنين به ياد من و برای روح عزيزی که ديگه ندارمش ... ) ...

۳) بسه ديگه ٫مگه چه خبره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوش باشيد و پاينده تا بعد .   
نویسنده : David Croft ; ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۱

Nothing 4 now!!!

سلام به همه ...
فعلا اين رو داشته باشين تا ۱-۲ ساعت ديگه دوباره میام چندتا خبر تووووووووووپ دارم ...
اینم MP3 که ثول داده بودم ...
---> عدد جاندار <---   
نویسنده : David Croft ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۱

Number Of The Beast

سلام به همه ....
خوب اومدم که مطلب امروزم رو بنويسم که نگن به خاطر يکی بقيه-رو « ۲-در » کردم ......
و اما ... بريم سر اصل مطلب موافقين که؟....

ليست کارايه امروز ....

۱) ادامه بيوگرافی «‌آيرون ميدن »
۲) ترجمه شعر ...
۳) ايندفه بحث - محث نداريم جاش يه کاره توپ ميخوام بکنم ( اميدوارم حال کنين ) ...
۴) عکس روز ...

۱) ايندفعه هم مثل ديروز مينويسم ...

آيرون ميدن اواخر ۱۹۷۹م. - اوايل ۱۹۸۰م.
¤ استيو هريس : گيتار باس
¤ ديو ماری : گيتار
¤ پل ديانو : خواننده
¤ تونی پارسونز : گيتار
¤ داگ سمپسون : سازهای ضربي

« پارسونز » - پس از ۱۰ هفته چون به خواسته خود نرسيد از گروه جدا شد ( خدا پدر-ه اون خواسته رو بيامرزه که ۱۰ هفته-ای بوده )
داگ سمپسون - او بدليل تورهای متعدد گروه بيمار شده بود ٫روز اول ژانويه ۱۹۸۰م. : او تلفنی از استيو عذر خواهی و خداحافظی کرد و بعد ها به عنوان تماشاگر در کنسرتهای گروه حضور ميافت.

۲) خوب ديگه و اما ترجمه شعر " Number Of the Beast "

« عدد جاندار* »

تنها مانده بودم ٫منگ بوم
به زمان نياز داشتم تا آن خاطرات را از ذهنم پاک کنم

چه ديده-ام ؟ ٫آيا ميتوانم باور کنم-
-که چيزيکه آن شب ديدم -
واقعی بود و نه خيال؟

آيا آنچه را در رويا های قديميم ديدم-
بازتابی از ذهن آشفته-ام بود-
که بسويم برگشته و مرا نظاره ميکند؟

زيرا در رويا هايم ٫هميشه آنجاست-
آن صورت شيطانی که ذهنم را بهم ميريزد -
- و مرا به سوی نا اميدی سوق ميدهد.

شب تيره بود ٫درنگ سودی نداشت
زيرا مجبور بودم آنکس را که به من خيره شده ببينم
در ميان مه اندامهايی تاريک حرکت ميکرد و پيچ و تاب ميخورد
آيا اينها هه واقعی بود؟ ٫يا تصويری از دوزخ؟
۶۶۶ عدد جاندار* - است -
دوزخ و آتش فراهم شدند تا فرستاده شوند

مشعلها فروزان بودند ٫و سرودهای مذهبی خوانده ميشد
در حاليکه آنان شروع به فرياد کردند ٫و دستانشان را به سوی آسمان دراز کردند
شب هنگام ٫آتشها -روشن ميسوختند
مراسم آغاز شده بود ٫کار شيطان به پايان رسيده بود
۶۶۶ عدد جاندار* - است -
قربانی کردن امشب ادامه دارد

اين نميتواند ادامه پيدا کند ٫بايد قانون را مطلع کنم
آيا هنوز ميتواند واقعی باشد يا خوابيست ديوانه وار؟
ولی من حس ميکنم دارم در امتداد آن دستها که آواز اهريمنی ميخوانند غرق ميشوم
به نظر ميرسد مرا وسوسه ميکنند .... نميتوانم از چشمانشان دوری کنم
۶۶۶ عدد جاندار* - است -
۶۶۶ برای تو و من

مي آيم و باز خواهم گشت
و بدنت را تساحب ميکن
و باعث سوختنت ميشوم
من آتش و قدرت را از آن خود دارم
من قدرتی دارم که خوی شيطانيم را به راه بيندازم.

------------------------------------------------------------------------------------------------------
* : در انجيل اين آيه وجود دارد ( کتاب الهامات - قسمت ۱۳ ٫آيه ۱۸ )
بر حذز باشيد اهل دريا و زمين
فرستاده ميشود برای شيطان جانداری خشن
زيرا او ميداند که وقت تنگ است
به هر کس که اطلاعات داشته باشد اجازه داده ميشود
که عدد جاندار را محاسبه کند
که آن خود - جمع اعداد حروف - اسم شخصيست
که آن عدد ششصد و شصت و شش ميباشد
------------------------------------------------------------------------------------------------------
واااااااااااای که دم استيو شديدا گرم

۳) و اما قسمت توپ نوشته امروز ...
در روز يکشنبه از ساعت ۷ بعد از ظهر به بعد ....
آدرسی توی وبلاگم ميذارم ... در منوی اصلی نرم افزار " DAP " روی دکمه Add URL کليک کنيد و اون آدرس رو در پنجره-ای که باز ميشه " Copy - Paste " کنيد .... يا اگر اين نرم افزار رو نداريد روی آدرس « رايت کليک » کرده و در منويي که باز ميشه گزينه " Save Target As... " رو انتخاب کنيد...

و اما اصلا اين آدرس مربوط به چی هست؟ ... اين آدرس ٫آدرس اين آهنگ ( با فرمت mp3 ) روی اينترنت هست ( بصورت کامل ) که خودم آپلودش کردم ....
اگه حال کردين دعاش رو به جون من بکنين

و اما ...
۴) چه عکسی بذارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...
چه کنم ديگه وقت ندارم - يه عکس از قيافه قديمی استيو ميذارم ( بخشيد ديگه ) ...
  
نویسنده : David Croft ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ،۱۳۸۱

Number Of The Beast

سلام به همه ...
خوب هر کاری در مورده دوستان داشتم انجام بدم ٫تموم شد فعلا شروع ميکنم به نوشتن تا به کی وقت اجازه بده ....
والا اومدم شروع کنم نوشتن اين دو خط بالای-ارو که نوشتم گفتم برم يه سر به وبلاگ ليست موسيقی --->وبلاگ قسمت موسيقی<--- بزنم اونجا ديدم يه وبلاگ جديد اومده در باره «نيروانا»-ست .....
رفتم نشستم به خوندن اون بعدشم اومدم لينک دادم اين کارا وقتم ته کشيد نميتونم يادداشت رو بنويسم حالا بيخيال وقت زياده ....
جماعت اين « مهران » خان ما ( همون وبلاگ نيروانا ) با اينکه تازه کاره ولی انصافا وبلاگ باحالی داره ( من که حال کردم ) حتما برين بهش يه سر بزنين ....
خوب ديگه ا من فعلا خدافظ تا بعد بيام اين يادداشتم براتون هماهنگ کنم ....
خوش باشيد و پاينده - تا بعد.   
نویسنده : David Croft ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ،۱۳۸۱

NOTB

سلام به همه ...
خوبين جماعت؟...
والا اينجانب فعلا اسيدی شاژم ديشب يه پارتی بودم با اينکه خر تو خر ( شلوغ پلوغ ) نبد ولی همچين اسيدی حال داد ...
و اين دقيقا به اين دليل بود که من بالاخره ياد گرفتم نقشم رو خوب بازی کنم و خودم رو همرنگ جماعت کنم ....
اصولا اينو مديون يه دوست عزيزم که بهم اين-رو ياد داد ..... دوست عزيزم خيلييييييييی مرسی ....
خوب ديگه پارتی بازی ( در مورده پارتی حرف زدن ) بسه .... بريم بپردازيم به مسائل مربوط به وبلاگ .....
امرو انقد درباره موسيقی خوندم که شديد تصميم گرفتم خودمم درباره وضع فعلی موسيقی و اصولا اينکه چه سبکايی رو ميشه گفت موسيقی و کدوم سبکا احانت-ان به هويت موسيقی بنويسم ...
خوب ولی ديدم انقد بقيه در اين موارد خوب نوشتن ( چون مورد تخصصيشون اينه ) که من بهتره به مطلب تخصص خودم بپردازم ....
فقط از همه اونايی که اين وبلاگ رو ميخونن يه خواهش دارم .... بعضی وقتا وقتی اسم راک رو ميارين يه يادی از « پانک راک » هم بکنين و همچنين اسطورش « نيروانا » .... (( آخ من بگردم اين کرت کوبين رو که انده شجاع-ای دنياس )) ..... من منتظر مطلباتون در اين مورد هستم لطفا روی من-و زمين نندازين....

و اما کارای-ه امروز .........
۱) ادامه بيوگرافی « آيرون ميدن »
۲) شعر امروز
۳) عکس روز ...

۱) اينفعه مدل نوشتنم يکم فرق ميکنه اول ترکيب رو مينويسم بعد توضيحش رو ميدم که قاطی نکنين...
آيرون ميدن ۱۸ اکتبر ۱۹۷۹م.
¤ استيو هريس : گيتار باس
¤ ديو ماری : گيتار
¤ داگ سمپسون : سازهای ضربی
¤ پل کرنز : گيتار
¤ پل تاد : خواننده

همينطور که ميبينيد تاد جای ديانو رو گرفت ....
کرنز : او همانطور ه در قمت قبل گفتم تنها چند ماه ( ۳ماه ‌) گروه را همراهی کرد ....
تاد : ( والا اين بشر اوعجوبه-ای بوده-ا ) او تنها ۲ روز ( !!‌‌ ) با گروه همراه بود !!!!!...... و پس از آن چون نامزدش نمیتوانست غیبتهای طولانی او را برای طورها تحمل کند از گروه جا شد !!!....

۲) و اما بازهم آلبوم " Number Of The Beast " به سال ۱۹۸۲م.
و آهنگی به همين نام....
آيه-ای که به اشتباه در يادداشت " TP " گفتم در اول آلبوم مياد در ابتدای اين آهنگ جای دارد...
فقط یه توضيح مختصر و بعد متن شعر ( زياد حرف بزنم ا هيجان ميترکم - اين آهنگ وحشتناک توووووووپه « از نظر من » - ) ... متن اين بر اساس کابوسی که استيو هريس پس از ديدن فيلم « طالع نحس II » ديده تصنيف شده ....


"Number Of The Beast "
words : ( HARRIS )
music : ( HARRIS )

I left alone, my mind was blank.
I needed time to get the memories from my mind.


What did I see, can I believe,
That what I saw last night was real
and not just fantasy.


Just what I saw, in my old dreams,
Were they reflections of my warped mind
staring back at me.


‘Cause in my dreams, it’s always there,
The evil face that twists my mind and brings
me to despair.


The night was black, was no use holding back,
‘Cause I just had to see, was someone
watching me.
In the mist, dark figures move and twist,
Was all this for real, or some kind of hell.
666 the number of the beast.
Hell and fire was spawned to be released.


Torches blazed and sacred chants were praised,
As they start to cry, hands held to the sky.
In the night, the fires burning bright,
The ritual has begun, Satan’s work is done.
666 the number of the beast.
Sacrifice is going on tonight.


This can’t go on, I must inform the law.
Can this still be real or some crazy dream.
But I feel drawn towards the chanting hordes,
They seem to mesmerize....can’t avoid their eyes.
666 the number of the beast.
666 the one for you and me.


I’m coming back, I will return,
And I’ll possess your body and I’ll make you burn.
I have the fire, I have the force.
I have the power to make my evil take it’s course.

---> منبع شعر<---



۴) و اما عکس امروز ...
عکس سينگل همين آهنگ ا همه چی بهتره ....

خوش باشيد و پاينده - تا بعد.   

نویسنده : David Croft ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۱

اطلاعيه

سلام به همه....
دليل دير کامل کردن يادداشت قبليم در آخر قسمت ۳) اومده بازم معذرت...
پاينده و خوش باشيد - تا بعد ....   
نویسنده : David Croft ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۱