Live after Death

نظرم عوض شده ...
ويکرمن رو تعطيل نميکنم ...
تغييراتی بايد صورت بگيره ... بعدا اعلامشون ميکنم ...
خيلی وقته اينجا کامنتی نداشتم ...
کامنت بذارين و نظراتتون رو راجع به بستن يا ادامه ويکرمن بدين ...
من تا ۲روز ديگه تغييرات رو اعلام ميکنم و ......

همگی خوش و پاينده باشيد تا بعد.
  
نویسنده : David Croft ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٢

 

تا پايانه خدمت ويکرمن ۱۰ روز بيشتر باقی نمونده ......
اگر خواستيد من رو پيدا کنيد هنوز جاهايی هستم ......
«‌ وبلاگ من »

تنها تفاوت در این وبلاگ : موضوع نوشته ها و اينکه با نويد مينويسمش هر کی وارد بشه احساس غريبی نميکنه همه چيز از خود-ه

به اميد ديدار همتون ....
  
نویسنده : David Croft ; ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٢

HBTN

سلام به همه ...

الان شديد يه عده خوشحال قالب کردن دارن فک ميزنن منم اسيدی حوصلم سر رفته و شايد قاط-ام بزنم .....

۱) والا اين قسمت دومين از داستان ادی ما-ه!
اين آهنگ رو والا من ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ بار بيشتر گوش دادم و واقعا عاشقشم ...
اين قسمت از زبان ادی بيگناه ما قبل از فرا رسيدن وقت اعدامش-ه در حقيقت ميشه گفت از زبان يک قاتل محکوم به اعدام ولی بيگناه ...
واقعيت-ش اينه که واقعا اين آهنگ روح رو به درد مياره واقعا واقعا تلخه !....
خوب فک کنم ديگه تکرار مکررات کافيه واقعيت اينه که اين سری شعرها واقعا تلخن همشون ...
چيزيو که همه ميبينين ( اگه دقت کنين ) فک نکنم لازم باشه هی تکرار کنم..........

۲) آهنگ از آلبوم « Number Of The Beast » است به سال ۱۹۸۲م.



" Hollowd Be Thy Name "

Words : ( HARRIS )
vocal : ( DICKINSON )

I’m waiting in my cold cell, when the bell begins to chime.
Reflecting on my past life and it doesn’t have much time.
‘Cause at 5 o’clock they take me to the Gallows pole,
The sands of time for me are running low.


When the priest comes to read me the last rites,
I take a look through the bars at the last sights,
Of a world that has gone very wrong for me.


Can it be that there’s some sort of error.
Hard to stop the surmounting terror.
Is it really the end, not some crazy dream.


Somebody please tell me that I’m dreaming,
It’s not so easy to stop from screaming,
The words escape me when I try to speak.
Tears flow but why am I crying,
After all I’m not afraid of dying.
Don’t I believe that there never is an end.


As the guards march me out to the courtyard,
Somebody cries from a cell “God be with you”.
If there’s a God then why has he let me go?


As I walk all my life drifts before me,
Though the end is near I’m not sorry.
Catch my soul, it’s willing to fly away.


Mark my words believe my soul lives on.
Don’t worry now that I have gone.
I’ve gone beyond to see the truth.


When you know that your time is close at hand.
Maybe then you’ll begin to understand,
Life down here is just a strange illusion

---> منبع شعر <---


۳) و اما لينک تب گيتار اين آهنگ رو هم ميذارم ٫اميدوارم استفاده کنيد .... « نامت مقدس باد »

۴) و اما عکس امروز هم از تور آلبوم « Live After Death » رو ميذارم بعدم توضيحش رو بعدها ميدم ....
  

نویسنده : David Croft ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٢

Murders In The Rue Mourge

سلام به همه ..
يه راست سر اصل مطلب .....

۱) « قتلها در رومورگ »

به ياد مياورمش همچون روشنی روز
اگرچه در تاريکی شب روی داد
در خيابانهای پاريس قدم مزدم
هوا سرد بود ٫ داشت باران ميگرفت

سپس جيغ گوش خراشی شنيدم
و به سوی صحنه جنايت دويدم
اما تنها چيزی که يافتم دو پيکر قصابی شده-
-دو دختر بود در کنار هم افتاده بودند

قتلها در رومورگ
کسی ژاندارمها را خبر کند
قتلها در رومورگ
بدويد قبل از اينکه قاتلان فرار کنند

چند نفر از خيابان آمدند
سر انجام صدايه مرا شنيدند
نميتوانم بفهمم چرا به من اشاره ميکنند
ابدا کاری نکرده-ام

خوب ٫بايد دستانم خونی باشد
زيرا همه بر سر من فرياد ميکشند
من نميتوانم فرانسه حرف بزنم پس نميتوانم توضيح دهم
و مثل يک احمق پا به فرار گذاشتم

قتلها در رومورگ
کسي ژاندارمها را خبر کند
قتلها در رومورگ
آيا روزی رها خواهم شد؟

اکنون بايد از چنگ قانون فرار کنم
همه فرانسه بدنبال من هستند
بايد راه خود را از مرز جنوبی-
-به سوی ايتاليا پيدا کنم

قتلها در رومورگ
کسي ژاندارمها را خبر کند
قتلها در رومورگ
هرگز به خانه نخواهم رفت

سر انجام به مرز رسيدم
اما نميتوانم اين حس را از ذهنم پاک کنم
هرگاه شخصی به من خيره ميشد
کورکورانه پا به فرار ميگذاشتم

شبانگاه از ميان سايه-ها حرکت ميکنم
دور از چشمهای خيره
هرروز به دنبال من خواهند گشت
چون نشانه-هايی در من است از.....

قتلها در رومورگ
گريزان از ژاندارمها
قتلها در رومورگ
گريزان از چنگ قانون

قتلها در رومورگ
کسي ژاندارمها را خبر کند
قتلها در رومورگ
آيا روزی رها خواهم شد؟

زمان زيادی گذشته و ديگر خسته شدم
مخفيگاه-هايم رو به اتمامند
آيا به صحنه جنايت بازگردم
جايی که دو قربانی جوان مردند؟

اگر برای درخواست کمک پيش کسی روم
حتما از مخمصه رها خواهم شد
اما به خاطر مي آورم-
-که پزشکم گفت: پيشتر اين کار را کرده ام

قتلها در رومورگ
کسي ژاندارمها را خبر کند
قتلها در رومورگ
هرگز به خانه نخواهم رفت

۲) خوب و اما اينهم اولين قسمت داستان « ادی » کسی که بيگناه به خاطر حماقت و خوخواهی ما اعدام شد...
يه توضيح مختصر ميدم : اين آهنگ بر اساس شعری از « ادگار آلن پو » نوشته شده است ميبينيد؟ چون يکی فقط زبونش با ما فرق ميکنه محکومه به اينکه ارزشمندترين چيزهاش رو ( آزادی و حتی زندگيش ) رو از دست بده ...
آخه چقدر ما از خود راضی هستيم!!!!
خوب بيخيال همه ميان اينجا اين داستان رو خواهند خوند ...
يه دمت گرم به استيو ميگن ... اگه خيلی لطف داشته باشن يه خسته نباشيد واسه من ميذارن ....
خودتون ببينين چند نفر از ما از اين داستان متاءثر ميشيم؟...
اونايي که ميگفتين « ادی » بيريخته يا نماينده خوي-ه حيوانه انسان-ه ببينين چرا زشته و يا چرا همرو ميکشه .... خودتون بگين گناهکار کدومونيم ما يا ادی؟

خوب ديگه خيلی درس اخلاق دادم ...

۳) والا کلی عکس باحال دارم که متاسفانه مربوط به موضوع من نيستن...
ميدمشون به « نويد » و « مهران » که بذارن تو وبلاگاشون چون به اونا مربوط ميشه ...
و اما باز خودم بی عکس موندم و بايد برم يه عکس پيدا کنم ....
عکسيست از آلبوم « Real Live One »...

خوش و پاينده باشيد تا بعد.   
نویسنده : David Croft ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ فروردین ،۱۳۸٢

نوروز پيروز


ای آنکه به تدبير تو گردد ايام
ای ديده و دل از تو دگرگون مادام
اي آنکه به دست توست احوال جهان
حکمی فرما که گردد ايام به کام


سلام بر همه ...
خوب من بعده ۱ هفته اومدم که وبلاگ رو آپديت کنم اين ۲-۳ هفته آخر سال قبل پدرم در اومد ولی خوب اين چند روزه سرم خلوت تر ميشه و وقت بيشتری خواهم داشت واسه نوشتن....

فعلا امروز فقط اومدم که وبلاگ ديگرم رو که قرار بود در اولين روز سال نو معرفی بشه معرفی کنم ...
وبلاگ ----> « نيمه تاريک سياره ساکتی ديگر » ...
واما يه توضيح مختصر در بارش....
والا ان وبلاگ مخصوص دانلود کردن آهنگ هست در اولين يادداشت-ش توضيح کامل و جامع دادم مراجعه کنيد به آدرس بالا ....

نوروزتون پيروز // خوش و پاينده باشيد // تا بعد.   

نویسنده : David Croft ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ فروردین ،۱۳۸٢