TZ

خوب بازهم سلام به همه....
اول از همه ليست مطلب-آی امروز رديف کنم بعدم شروع کنم به نوشتن...
۱ ) توضيح :‌ «‌ آ ژير حمله هوايی ».
۲ ) قسمتی از بيوگرافی " Iron Maiden ".
۳ ) شعر امروز «‌ با مخلفات ».
۴ ) عکس امروز.

شروع ميکنيم ....
۱) ديروز اين عبارت رو درباره " Bruce Dickinson " بکار بردم و گتفم که او در بين دوستانش به این لقب مشهوره ولی جای علتش رو تا بعد خالی گذاشتم .... و اینهم علتش
او قبل از ورود به «آیرون میدن» در گروه «‌سمسون» گیتار مینواخت... در همان دوره طی آزمایشی در داشگاه «چلسی» او توانست با جیغ خود یک گوی شیشه ای نسبتا بزرگ رو خورد کند و از اون به بعد مشهور به «‌‌‌ آژير حمله هوايی » شد...

۲) اين قسمت رو با داستنی شروع ميکنم که ۲۰ سال قبل از تاسيس آيرون ميدن صورت گرفت....
به سال ۱۹۵۶م. ( ۱۲ / مارچ ) در پشت دره ها و دشتهای مه گرفتهء جزيره ای نسبتا بزرگ در شهری که نامش را « ليتون استون » نهاده بودند در شبی که حتی آسمان از کارهای پليد انسان به خشم آمده بود و چون توانايی فرياد کشيدن نداشت بی رحمانه با شلاق باران مادر زمين را که اين موجود پليد را پرورش داده بود قصاص ميکرد...
در خانه ای نه اشرافی و نه فقيرانه کسی زاده شد که با فریادهای آسمانی خود فریاد آسمان را برای همگان مجسم کرد.... «استيو هريس»....
پس از اتمام داستان حرکتی ميکنيم در زمان تا به سال ۱۹۷۵ .م ميرسيم «‌ استيو هريس » جوان را ميبينيم که پس از همکاری در گروههای «‌ اينفلوئنس ٫ جيپسي کيس و اسمايلر » آخرين وداع خود را با ياران همگروههای خود در اسمايلر انجام ميدهد و با آرمانی بزرگ ميرود تا...
با تنی چند از دوستانش« آيرون ميدن » را پايه گذاری کند.... « ادامه دارد »...

۳ ) و اما ديگه نوبت شعر امروز ..... به ۲۲ سال پيش بر ميگريم جايی که « مژده دنياي دلير نو » به خاکستری سرد بدل شده .... زمانی که «‌ پينک » در ديواری ترسناک در حال پوسيدن است ....
جايی که بذری پليد در دل يک اسطوره « راک » کاشته شده و در حال ايجاد شکافي در دل پيشکسوت جاودانه ای است ----> « پينک فلويد »
در اين زمان آيرون ميدن آلبومي روانه بازار ميکند که شمشيريست بر تن تمام جلادان اروپايی و « قصابان آمریکای جنوبي » .... تحت نام " Killers " .... که دردهای انسان را در « دنيای دلير نو » و در حضور آدمکشهاي محبوب به تصوير ميکشد...
از اين آلبوم آهنگی انتخاب کردم به نام " Twilight Zone " که از زبان شخصی که ۳سال است مرده بيان میشود .....


" Twilight Zone "
words : ( HARRIS / MURRAY )
music : ( HARRIS )

She lays in bed at night and that is when I make my call.
But when she stares at me, she can't see nothing at all,
Because you see I can't take no shape or form.
It's been three long years since I've been gone.

I can't get used to purgatory, you know it really makes me cry,
I'll never know the reason why I had to go.

I'm crying,
Deep inside me,
Can't you see me?
Can't you see me?

I'm looking forward to her spirit coming over to me.
I feel so tempted to bring her over to see,
Just what it's like to be hanging on the other side.
I feel so lonely, it's a long time since I died.

I try to show her that she's never gonna be alone,
Because my spirit is imprisoned in the Twilight Zone.

I'm crying,
Can't you hear me?
Can't you see me?

---> منبع شعر <---

خوب و اما ...
۴ ) عکس امروز ... عکس سينگل همين آهنگ رو براتون ميذارم....

خوش باشيد - تا بعد....   

نویسنده : David Croft ; ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۱