2MToM

سلام به همه دوباره ....
خوب شديدا حوصله هاشيه ندارم ( طبق معمول ) پس ----> اول ليست کارا و بعد خودشون....

۱) يه جواب برای «روزنامه نگار» عزيز و نوشته ای برای ---> « مرد » ( آقا نويد گل )
۲) ادامه بيوگرافی « آيرون ميدن »
۳) شعر امروز
۴) عکس امروز

۱)¤ اول ا همه مختصری واسه روزنامه نگار عزيز.... والا عزيز من ا متن ديرو نه منظورم خراب کردن کسی بود...
نه اينکه کسی عليه کسی بشوره و نه اينکه کسی ا کسی بدش بياد و نه ....
والا من فقط خواستم مشکلالت در زمينه برره - افغانی - ازدواج و ... حل بشه .... و کلا اين مطالب رو بدونی که شبهه ای برات نباشه عزيز...
حالا ای اونايی که عليه روزنامه نگار شوريدين بدونين من خودم به شخصه خيلی-ام مخلصشم.
¤ و اما آقا نويد!.... والا عزيز من هررو دارم به وبلاگت سر ميزنم و نوشه ات ميخونم ... ولی نميدونم چرا نميتونم برات کامنت بذارم به هر حال فقط خبر داشته باش که من شديدا پايه وبلاگتم....
و راستی اگه لوگو-ام داری با من هماهنگ کن که لينکتو ور دارم جاش لوگوتو بذارم ....

۲)خوب٫ در قسمت قبل بيوگرافی آيرون ميدن رسيديم تا جايی که گروه اولين کسرت رسمی خود رو برگزار کرد .... و اما ادامش .....
«تري رنس» و « ديو ساليوان » هر دو در نواختن گيتار ريتم بسيار ماهر بودند ولی در زمينه ليد گيتار کار آنها چندان راضی کننده نبود...
۲ماه پس از تاسيس گروه « ديو ماري» - که از دوستان استيو بود - به گروه پيوست او قرار بود از ابتدا همراه گروه باشد ولی به دليل مسائل شخصی نتوانسته بود تا آن زمان با گروه هماهی کند....
پس از ورود او به گروه در اندک مدتی «رنس و ساليوان» جای خود را در گروه تنگ ديدند ... در يک بعد از ظهر نسبتا گرم تابستانی س از تمرين مشاجره ئ کوچکی بين اعضا گروه رخ داد و « رنس و ساليوان » هم خود ديگر در تمرينات حاضر شدند و م از گروه خط خوردند....
« پل دی » نيز بدليل نداشتن انژی لازم در اجرای متن اشعار مستقيما از طرف استيو از گروه خط خورد و جای خود را به « دنيس ويلکاک » داد.....
و «باب ساير» نيز برای تکميل گروه از طرف ماری معرفی شد و در گروه جای گرفت...
کنسرت بعدی با اين ترکيب برگزار شد و در آمد و فروش کاست آن رقمی بسيار بالا بود تا جايی که کنسرت بعدي ... با ۳ ماه فاصله برگزار شد.....

ترکيب گروه در - نوامبر ۱۹۷۶م. -
¤استيو هريس : گيتار باس
¤ران متيوز : سازهای ضربی
¤باب ساير :‌ گيتار
¤دنيس ويلکاک : خواننده
¤ديو ماری : گيتار

۳) و اما شعر امروز....
به سال ۱۹۸۴م. ميرويم و در برابر هرمی خيالی از مصر باستان قرار ميگيريم با سردری که صورت «ادي» در آن نقش بسته و اين نقاشی تصوير شده بر جلد آلبومی است با عنوان " Power Slave " ( برده قدرت )‌ که بردگانی را به تصوير ميکشد ...
که « نقشی در سياهی لشکر را با نقشی اصلی در يک قفس معاوضه کرده» و « قهرمانان خود را در مقابل ارواح ميفروشند » و همچنين « روح خود را ٫برای يافتن سلطه کامل » .....


" 2 Minutes To Midnight "

vocal : ( DICKINSON )
words : ( SMITH / DICKINSON )

Kill for gain or shoot to maim
But we don’t need a reason
The Golden Goose is on the loose
And never out of season.
Blackened pride still burns inside
This shell of bloody treason
Here’s my gun for a barrel of fun
For the love of living death.


The killer’s breed or the Demon’s seed,
The glamour, the fortune, the pain,
Go to war again, blood is freedom’s stain,
Don’t you pray for my soul anymore.
2 minutes to midnight,
The hands that threaten doom.
2 minutes to midnight,
To kill the unborn in the womb.


The blind men shout let the creatures out
We’ll show the unbelievers,
The Napalm screams of human flames
Of a prime time Belsen feast....YEAH!
As the reasons for the carnage cut their meat
and lick the gravy,
We oil the jaws of the war machine
and feed it with our babies.
Chorus:
The body bags and little rags of children
torn in two,
And the jellied brains of those who remain
to put the finger right on you
As the madmen play on words and make us all
dance to their song,
To the tune of starving millions
to make a better kind of gun.
Chorus:
Midnight... all night...
(repeat)

---> منبع شعر <---



۴) و اما عکس امروز....
خوب عکس جلد همين آلبوم رو براتون ميذارم ديگه ....


خوش باشيد تا بعد...   

نویسنده : David Croft ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۱