The Prisinor

سلام به همه ....
اول ا همه يه معذرت خواهی ميکنم ازتون که بدون خبر يه دفعه اونقدر يادداشت قبليمو تلگرافی نوشتم ....
والا تصميم گرفتم قسمتايه مربوط به بيوگرافی و کلا مطلب رو تا جايی که آسيب نبينه خلاصه کنم که هم حجم يادداشتا کم بشه وقت بقيه کمتر گرفته بشه هم خسته و ملالت بار نشه مطلبا ....
قبل از اينکه ليست کارايه امروزو بنويسم و شروعشون کنم واسه « عمو بيسيت » عزيز يه خبر دارم ....
آقا من برات يه بيوگرافی کامل ا «استيو» ( عشقم ) پيدا کردم عزيز ولی متنش انگلسييه يه ۳۰-۴۰ دقيقه-ای وقت ميگيره و هم کاره فکری ميخواد ترجمش کنم برات ....
والا من الان شديدا درگيرم چندتا کار هوار شده سرم درساهم که هس روده-م داره در مياد ( خداييش ) ....
اگه خواستي آدرس ايميلت برام بذار متنرو برات ميل کنم ولی بهرحال تا هفته ديگه -اونورا- ترجمش ميکنم يه روز تو وبلاگم مينويسم حالا ديگه با خودت...
خوب اين که از اين و فقط يه جمله کوتاه ديگه بعد کارا ...
آيدا جان من فعلا تو وبلاگم بهت لينک ميدم بعد اگه خواستی تغييری درش بدم برام کامنت بذار هماهنگش کنم برات ....
خوب ديگه بريم سراغ کارا ...
ليست کارا :
۱) ادامه بيوگرافی «آيرون ميدن»
۲) معنی شعر ديروز
۳) سخنی کوتاه
۴) عکس امروز

۱) « پل ديانو » ٫ بعد از مدت کوتاهی او نيز به گروه ملحق شد و با آمدنش دوباره به گروه جان بخشيد در اين مدت اتفاقی در گروه رخ نداد و تا اواخر سال ۱۹۷۸م. ترکيب به همين صورت باقی ماند آن هنگام پل يکی از دوستان خود ( پل کرتر ) را به گروه آورد که گروه را تنها در يک کنسرت همرای کرد و پس از چند ماه او نيز از گروه جدا شد ...

آيرون ميدن - اوايل سال ۱۹۷۹م.
¤ استيو هريس : گيتار باس
¤ ديو ماری : گيتار
¤ داگ سمپسون : سازهای ضربی
¤ پل ديانو : خواننده
¤ پل کرتر : گيتار

۲) يه راست ميرم سر اصل مطلب

نفر اول: « ما اطلاعات احتياج داريم ....... اطلاعات ........ اطلاعات »
نفر دوم:‌ « تو کی هستی؟ »
۱-: « شماره ۲ جديد؟‌ »
۲-: « شخص اول کيه؟ »
۱-: « تو شماره ۶ هستی. »
۲-: « ( با فرياد ) من شماره نيستم من يک مرد آزادم. »
۱-: « <قهقهه> »

« زندانی »
من در حاله فرارم ٫ميکشم تا بخورم.
دارم از گشنگی ميميرم ٫حس ميکنم مرده ايستاده ام
به هر دری ميزنم ٫يک حيوان وحشيم
هرکار بخواهم ميکنم

بدو٫ بايد بجنگي٫ برای نفس کشيدن ٫ اين دشوار است
حالا من را ميبينی ٫حالا نميبينی
ديوارهارا ميشکنم ٫خارج ميشوم

من يک زندانی نيستم ٫من يک مرد آزادم
و هم اکنون خونم مال خودم است
اميت نميدهم در گذشته کجا بودم
ميدانم از کجا بيرون ... مي آيم

اگر مرا بکشی٫ دفاع شخصيست
و اگر من تو را بکشم ٫آنگاه آنرا انتقام مينامم
در چشمت تف ميکنم تو را به مبارزه ميطلبم
تو خواهی ترسيد وقتی نامت را صدا کنم

بدو٫ بايد بجنگي٫ برای نفس کشيدن ٫ اين دشوار است
حالا من را ميبينی ٫حالا نميبينی
ديوارهارا ميشکنم ٫خارج ميشوم

من يک زندانی نيستم ٫من يک مرد آزادم
و هم اکنون خونم مال خودم است
تو بهتر است مرا حذف کني
از کتاب سياهت
چون من از تو زرنگ ترم

وه که اجب شعريه اين شعر ................

۳) والا من اين قسمت رو ديرو کامل کردم پابليش هم ردم ولی نميونم چرا ترکيدددددددددد....
خوب بيخيال دوباره مينويسم .... و اما کجا هستم اممممم....

خوب اين آهنگ رو من تاحالا ۱۰۰۰۰ بار گوش دادم هنو ازش خسته نشدم....
در ابتدا آهنگ با مکالمه-ای شروع ميشه که فک کنم همه حالاتشو توضيح دادم ... سپس آهنگ با ريتمی کاملا هوی آغاز ميشه ( در حدود ۱۵-۲۰ ثانيه ادامه دارد ) ....
بعد ريتم آهنگ تغيير و قالب هارد راک رو که معرف تمام عيار آيرون ميدن هست به خود ميگيره..

بند -۱- در اين بند متناسب با متن شعر در موسيقی حالتی خشن ٫عصبی و نگران مخاطب رو به خودش جلب ميکنه که بسيار زيبا و ظريف طراحی شده ....

بند -۲- در اين قسمت ( خط اول « عبارات: بدو ٫ بايد بجنگی ٫... »‌‌ ) با لهن بند قبل و با فاصله اجرا ميشوند و در ادامه بند کمی ملايمت به گفتار افزوده ميشود که متناسب با محتوای شعر است ...

بند -۳- در اينجا موسيقی نه چندان واضح ملايم ميشه و همراه با متن شعر که از آزادی صحبت ميکنه لهن خواندن را نيز که ملايم تر شده به زيبايی همراهی ميکنه....

بند -۴- در اين قسمت از آهنگ موسيقی رويه سابق را پيش ميگيرد و متناسب با متن شعر لهن خواندن تغيير ميکند و چنان هيجان و خشونتی را در بر ميگيرد که مخاطب حس ميکند اين خود اوست که به مبارزه طلبيده شده است ....

بند -۵- در اين قسمت از آهنگ همه چيز به مانند بند دوم که همين جملات را در بر ميگيرد تکرار ميشود ....

بند -۶- در اينجا نيز همه چيز به مانند بند سوم است و تفاوت موجود عبارت است از ملايم تر شدن نسبی لهن اجرا که به خاطر ۲ جمله آخر بند بوده و برد و شور ناشی از آنرا در مبارزه مربوط به بند -۴-و-۵- را تصوير ميکند

و در پايان پس از يک سولو و تکرار بند آخر سولويی کوتاه اجرا ميشود و آهنگ پايان ميگيرد .....

ولی به خدا اگه ا من ميشنوين ا زير سنگم شده اين آهنگ-رو پيدا کنين گوش بدين ....
وه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه که عجب آهنگيه

يه توضيح مختصر ... بابا به خدا به پير به پيغمبر من ۳ بار اين يادداشت رو نوشتم پابليش کردم رفتم فرداش اومدم بعديرو بنويسم ديدم نصفس ديرو ام باز تا پابليش رو زدم اکانتم تموم شد (‌ ادنده ه ه ه ه شانسسسسسسس ) ...
بازم معذرت انقد دير شد کامل شدن اين ....

۴) و اما عکس امرو ....
والا يه عکس ا « پل ديانو »‌ ا اون موقعی که با ميدنا بود پيدا کردم ...
زياد بی ربط نی همونو ميذارم ....

  
نویسنده : David Croft ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸۱